نقطه. سر خط.
آن گاه که خوشتراشترین تن ها را
به سکه سیمی توان خرید
مرا دریغا دریغ
هنگامی که به کیمیای عشق احساس نیاز افتد...
-- احمد شاملو
موضوع :
با خویشتن خویش،
شعر
|
نظر »
مـي گـفتي اي عــزيـز، ستـرون شـدست خاك
ايــنـك بـبـيــن بــرابــر چـشـم تـو چـيـسـتنـد؟
هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز
بـاز آخـــريـن شـقــايـــق ايـن خـاك نـيـسـتـنـد
- شفیعی کدکنی
موضوع :
آزادی،
با خویشتن خویش،
شعر،
نوستالژی،
هوای تازه
|
کسی نظری نداده، شما نفر اول باشید!
گنـجشـــگك بيـــــقرار بنشيــن
آرام در ايــن حصــــار بنشيـن
پـــرواز در اين زمانه ي سـرد
جرمي است به حكم دار بنشيـن
صيــــاد نشـســته در خفایــــش
با سنـــــگ در انـتظار بنشيــن
گنجشــك پريــد و کـــرد فریـاد
چــون باز بمير و خوار ننشين
موضوع :
آزادی،
اجتماعی،
شعر
|
کسی نظری نداده، شما نفر اول باشید!
بـــیا تا قدر یـــک دیگر بــــــدانــیـم
کـه تـــا نـــاگه ز یک دیگر نـــمانیم
غــــرضها تیــره دارد دوسـتــی را
غــرضها را چــرا از دل نـرانــیــم
گهــی خوشدل شوی از من که میرم
چـــرا مرده پــرست و خصم جـانیم
چـو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
هــمه عـمــر از غمـت در امتــحانیم
کـــــــنـون پـنـــدار مردم آشتــی کـن
که در تسلیــم ما چــون مردگانـیــــم
چو بر گورم بــخــواهی بوسه دادن
رخــــم را بــوسه ده کاکنون همانیم- جلال الدین بلخی
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
برو سالیــان انجمــن شد هــــــزار
نـهــــان گـشت آیـیـن فـــــرزانگان
پـراگنـده شــــد نـــــــام دیوانگـــان
هنـــر خـــوار شد، جادوی ارجمند
نهـــــان راســتــی، آشــکارا گزنـد
نـدانـســـت خــود جــز بـد آمـوختن
جـز از کـشتن و غارت و سوخـتن- فردوسی، حکومت ضحاک
موضوع :
دیو چو بیرون رود،
شعر
|
نظر »
موضوع :
اجتماعی،
تاریخ،
جملات قصار،
شعر،
طنز،
نکته
|
کسی نظری نداده، شما نفر اول باشید!
چون ابــــر به نـوروز رخ لاله بشسـت
برخـيز و به جام بـاده كـن عزم درسـت
كـين سبـزه كه امروز تماشـا گه توسـت
فــردا همه از خاك تو بر خواهد رســت
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست / چرا که هر چه کند حیله، در حجاب کند
بلی نقاب بُوَد کاین گروه مفتی را / به نصـف مردم مـا مـالـکالرقـاب کند
ز من مترس که خانم تو را خطاب کنم / از او بترس که «دوشیـزه»ات خطـاب کند- ایرج میرزا